من همیشه با تو هستم
تو رو از جون میپرستم
من فقط با تو میتونم
توی این دنیا بمونم
اگه تو نمونی پیشم
میبینی دیوونه میشم
این صدای قلب منه
میشنوی آره یا نه؟
میتونم داد بزنم
عشقمی یا نه ؟
آخه من از تو میترسم
میگن عاشقی جنون
نمیگم عاشقی مرده
اما دیگه نیمه جونه
توی این دوره زمونه
بعضی کارامون حرومه
آی زمونه آی زمونه
من شدم بی آشیونه
چرا رسم عاشقی مون
چنین شده به هر بهونه
تو یکی مثل صداقت
من یکی مثل فلاکت
تو شدی عاشق سوختن
من و دل رو بر تو دوختن
من همیشه با تو هستم
تو رو از جون میپرستم
من فقط با تو میتونم
توی این دنیا بمونم
من شدم بی آشیانه
چرارسم عاشقی مون
چنین شده به هر بهونه
این صدای قلب منه
میشنوی آره یا نه؟
میتونم داد بزنم
عشقمی یا نه ؟
+
تاريخ دوشنبه 13 آبان1387
ساعت 12:46
نويسنده سیما
|
اشک هاتو پاک کن که میخوام
سر به تن غم نباشه
الهی سایه چشمات از سر من کم نباشه
ببین که پای گریه هات ثانیه ها دغ میکنن
صدای گریه هات میخوام تو خاطراتم نباشه
وقتی که گریه میکنی ترانه هم دلواپسه
اشک هاتو پاک کن و ببین چشمای من
چه بی کسن .
سکوت کهنه لبات قلبمو آتیش میزنه
داری دیوونم میکنی تو رو خدا دیگه بسه
زخم قدیمی دلت خوب میدونم که از چیه
قشنگ من گریه نکن این شب بد رفتنی
سخته واسه ترانه هام طاقت گریه هات ولی
لهجه هق هقت دیگه یه شعر ناگفتنی
سکوت کهنه لبات قلبمو آتیش میزنه
داری دیوونم میکنی تو رو خدا دیگه بسه
+
تاريخ یکشنبه 12 آبان1387
ساعت 12:38
نويسنده سیما
|
قلم به روی کاغذ و
یه عالمه دلواپسی
ستاره ها ی آسمون
شدن پناه بی کسیم
قطره ی اشک آسمون
لحظه ی پر غم غروب
قاصدک خسته زراه
حسرت و آه ِ انتظار
غصه های یواشکی
دلخوشیای الکی
دعاهای بی ثمر و
شبای تار و بی کسی
تو خلوت چشای من
بارون و سردی نفس
گلدون خالی از گل و
حقیقت تلخ قفس
پرنده های شب زده
حیرون و مات من شدن
به دنبال روشنی اند
تودنیای سیاه من
اشکم امونم نمیده
دلم داره جون می کنه
تو حسرت نبودنت
می خواد امشب بمیره

+
تاريخ شنبه 11 آبان1387
ساعت 13:13
نويسنده سیما
|
شب و تنهایی و غربت
تو چشمام اشکی پر از خون
یه دل شکسته از یار
یه دل پر غم و داغون
انتظار از تو ندارم ،منو تنها جا بذاری
تک و تنها توی دنیا ،تو منو دوستم نداری
هر کی جدا کرد تو رو از من
الهی غصه بگیره توی تنهایی غربت
بی کس و بی یار بمیره
بی تو از حسرت دوری ،دل من داره میمیره
تا تو برگردی دوباره ، دل من آروم بگیره
کاشکی بفهمی کی دوست داشت
گل مهر و کی برات کاشت
کی تو غم ها و تو غصه ات
موند و اون اشک هاتو برداشت
اما اون هنوز تو یادش
تورو تنها نمیذاره،منتظر به راه یاره
تا تو برگردی دوباره
هر کی جدا کرد تو رو از من
الهی غصه بگیره ،توی تنهایی و
غربت ،بی کس و بی یار بمیره
بی تو از حسرت دوری ،دل من
داره میمیره ،تا تو برگردی دوباره
دل من آروم بگیره
+
تاريخ جمعه 10 آبان1387
ساعت 18:58
نويسنده سیما
|
+
تاريخ پنجشنبه 9 آبان1387
ساعت 16:25
نويسنده سیما
|
عزيز دلم تنگه برات
فداي مهربونيات
عاشق عاشق شدنم
ديوونه ي اون خنده هات
واي كه جه ساده بي ريا
دوست دارم بي هيچ حساب
آخه بگو چي كار كنم
شدم عاشق اون چشات
يعني مي شه يه روز بياد
بشم تموم لحظه هات
حتي اگه منو نخواي
بدون ميام پا به پات
رنج دوريت سخته
سخت تر از قهر كردنات
فقط تو برگرد تا بشم
قربوني قشنگيات
بودن تو كنار من
قشنگترين لحظه هاست
بودن ما با هم ديگه
تنها خواهشم از خداست

+
تاريخ پنجشنبه 9 آبان1387
ساعت 11:9
نويسنده سیما
|
من گلایه ای نکردم ، مگه اشک هامو ندیدی
چرا رفتی و نموندی من گلایه ای نکردم
بغض شکستم رو ندیدی، صدای خستمو نشنیدی
آخه من بی تو میمیرم ، برگرد پیشم عزیزم
زانو زدم پیش چشمات ، التماس مو ندیدی
رسیدم به آخر خط ،پلک های بستم و ندیدی
چرا رفتی؟چرا رفتی؟
من گلایه ای نکردم ،چرا رفتی ؟
بذار دستاتو بگیرم ، دم آخر راحت بمیرم
سهم من نبود که بی تو ، توی تنهایی بمیرم
چرا رفتی ؟ چرا رفتی ؟
من گلایه ای نکردم...........
+
تاريخ چهارشنبه 8 آبان1387
ساعت 11:3
نويسنده سیما
|